عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس:

تحولات خاورمیانه به‌نفع ایران در حال تغییر است

شهروز شریعتی معتقد است باتوجه به منابع مالیی که عربستان در دست دارد و حمایت آمریکا و غرب، هرچند تا چندی پیش کفه ترازوی توازن قوا در منطقه به نفع عربستان سنگینی می‎کرد اما پس ازتحولات اخیر منطقه‌ای و از جمله مقاومت شیعیان یمن به نظر می‌رسد، این روند در حال معکوس شدن است

به گزارش گروه سیاسی پرسشگری: تنش در روابط ایران و عربستان سال‌هاست که جریان دارد و ماه‌هاست که به اوج خود رسیده است.حمله یمنی‌ها به آرامکو بر تنش‌ها افزود تا جایی که برخی از صاحب نظران در آن مقطع نسبت به وقوع جنگ هشدار می‌دادند. این تحولات تا اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل که رئیس جمهور ایران در سخنرانی خود طرح صلح هرمز را ارائه داد، ادامه داشت. با اعلام طرح جمهوری اسلامی ایران با این که برخی عدم اقبال از این پیشنهاد را پیش بینی می‌کردند اما گویی کشورهای منطقه یکی پس از دیگری به این طرح روی خوش نشان می‌دهند، چنانچه خبرگزاری‌های معتبر جهانی از استقبال عربستان نسبت به کاهش تنش‌ها با ایران خبر دادند تا جایی که بعضا شنیده شده است مذاکراتی بین مقامات ریاض با تهران انجام شده و دو طرف حتی تا امضای توافق نامه‌ای نیز پیش رفته‌اند. اکنون باید دید چشم انداز تغییر در رویکرد عربستان در مواجهه با ایران چگونه خواهد بود؟ در این خصوص شهروز شریعتی، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس می‌گوید:
به نظر می‌رسد نحوه صورت‌بندی روابط ایران و عربستان در رقابت برای گسترش هژمونی منطقه‌ای خود در خاورمیانه پس از خروج نیروهای آمریکایی از خاک عراق، نظام سیاسی-امنیتی خاورمیانه را به سمت نظام سیاسی امنیتی توازن قوا (برد- باخت) پیش می‌بردند. از سویی روابط دو کشور در منطقه از سه منظر اقتصادی، ژئوپلتیک و ایدئولوژیک حائز بررسی است و با وجود رقابت جدی دوکشور در هر سه حوزه، این روابط به شدت امنیتی است. به بیان بهتر هر دو کشور دارای ذخایر بزرگ نفت و گاز در جهان هستند و هر دو برای بسط هژمونی منطقه‌ای و نفوذ ژئوپلتیک به ویژه در خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیا جنوب شرقی و شبه قاره هند می‌کوشند و هر دو کشور به نوعی رهبری دو طیف اصلی جهان اسلام یعنی اهل سنت و شیعیان را عهده‌دار شده‌اند. بنابراین چشم‌انداز روابط دو کشور بسیار حساس است و شاید این نوع از رقابت ولو در مقیاس کوچکتر، پس از جنگ سرد بی‌سابقه باشد.
با توجه به منابع مالی گسترده‌ای که عربستان در دست دارد و ملاحظه شرایط هویتی منطقه و حمایت آمریکا و غرب، هرچند تا چندی پیش کفه ترازوی توازن قوا در منطقه به نفع عربستان سنگینی میکرد اما پس ازتحولات اخیر منطقه‌ای و از جمله مقاومت شیعیان یمن به نظر می‌رسد، این روند در حال معکوس شدن است و تلاش‌های پنهان مقامات عربستان در این راستا قابل ارزیابی است. به بیان بهتر آنها به درستی متوجه این تهدید هستند که در صورت تداوم شرایط موجود، آنان توان رقابت تمام عیار بر سر هژمونی منطقه‌ای را با ایران در میان مدت و بلند مدت نخواهند داشت.
آیا تحرکات اخیر دولت سعودی را می‌توان در واکنش به طرح صلح هرمز در مجمع عمومی سازمان ملل ارزیابی کرد؟
تصور می‌کنم برای پاسخگویی به این پرسش هنوز سیگنال‌های کافی در دست نیست؛ همانطور که گفتم زمینه‌های اصلی تعارض ایدئولوژی، ژئوپولتیک و انرژی است و مقامات سعودی نگران نفوذ هژمونی ایران در منطقه هستند؛ در این راستا باید اذعان کرد که نفوذ معنوی ایران در تمامی ادوار طی دو دهه گذشته بدون وقفه در حال افزایش بوده است و با عنایت به بنیان‌های ثابت سیاست خارجی ایران، هر کدام از دولت‌های ایران صرف نظر از تفاوت‌های نظری و عملی به نوعی نفوذ کشور را در منطقه گسترش داده‌اند که البته این نفوذ باید با تدابیر دولت‌ها همچنان افزایش پیدا کند. نباید فراموش کرد که تهران و ریاض در هر حال رقیب یکدیگر هستند و شاید بهبود به آن معنایی که مد نظر است هیچگاه فراهم نشود؛ اما می‌توان از تنش‌های بی‌مورد هم جلوگیری کرد. بدون تعصب ایرانی بودن، تصور می‌کنم در این مورد ایران، هوشمندانه‌تر رفتار می‌کند و تا کنون نیز نخوت رهبران عربستان عامل اصلی اکثر تنش‌ها بوده است. البته این بدان معنا نیست که مدعی باشیم ماهیت موضوع اخلاقی است؛ در هر حال، افزایش مولفه‌های قدرت و توان ایران در منطقه خود عامل چگونگی تنظیم روابط دیگران با ما است. از این منظر شاید بتوان استدلال کرد که کاهش نسبی قدرت ایران به واسطه تحریم‌های بی‌سابقه منجر به بر هم خوردن توازن قوا و در نتیجه گستاخی رقیب شده بود که اکنون با تغییر صحنه بازی به نظر می‌رسد، عربستان با استفاده از این فرصت بخواهد از توهم پیروزی بلامنازع بر ایران در منطقه عقب‌نشینی کند.
با مواضع جدید و احتمالی عربستان آیا می‌توان این امیدواری را داشت که دیگر کشورهای خلیج فارس به این طرح بپیوندند؟
در هر حال عربستان سعودی به دلایل متعدد ژئوپولیتیکی و متاژئوپولیتیکی پدرخوانده کشورهای کوچک عرب منطقه به شمار می‌رود از سوی دیگر تحولات سیاسی منطقه به ویژه در عراق و سوریه ماهیت سیاست در غرب آسیا را دگرگون کرده است به نحوی که شکل‌گیری یک نظام جدید امنیت منطقه‌ای با در نظر گرفتن متغیرهای تاثیرگذار جدید از جمله افزایش تعامل منطقه‌ای اجتناب ناپذیر شده است.
تغییرات احتمالی فوق تا چه اندازه می‌تواند تنش را در خلیج فارس کاهش دهد و آرامش را به منطقه بازگرداند؟
تصور می‌کنم تحولات منطقه‌ای و جهانی به ویژه پس از حمله به آرامکو به نفع ایران در حال رقم خوردن است. لازم به ذکر است تا پیش از این، خطر راهبردی که در جهان غرب و جهان عرب دنبال می‌شد ناظر بر این نکته بود که برنامه هسته‌ای ایران منجر به وحشت اعراب شده و اتحاد مکه- اورشلیم در برابر قم را اجتناب‌ناپذیر کرده است! اما اکنون هم بر این باور و هم به دیواره امنیت‌سازی در منطقه بدون ایران، شکاف‌هایی وارد شده است که آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی ایران را کمتر کرده است. بنابراین با وصف شرایط موجود می‌توان انتظار داشت که توازن قوا در منطقه به سمت ایران و علیه عربستان و اسراییل رقم بخورد. در این شرایط و از آنجایی که ایران بارها و بارها بر صلح‌دوستی و عدم تمایل برای دامن زدن به تنش در منطقه تاکید کرده است گمان می‌رود در صورتی که طرف مقابل نیز از ادعاهای خود دست بردارد می‌توان به استقرار صلحی ولو مسلح در آینده منطقه امیدوار بود.

 
اخبار مرتبط
نظرات شما