جعفر گلابی، روزنامه‌نگار

مبارزه سخت با فساد اقتصادی

یک تحلیگر مسایل سیاسی معتقد است باید در نظر داشته باشیم که اگر این مبارزه حساس به هردلیل حداقل موفقیت نسبی به‌دست نیاورد و استمرار پیدا نکند و لوازمش جمع نشوند خدای ناکرده میکروب‌های فساد در برابر پادزهر‌ها مقاوم خواهند شد.

جعفر گلابی، روزنامه‌نگار در یادداشتی برای پرسشگری نوشت: فساد اقتصادی که اغلب همه فسادها را تغذیه می‌کند و خود ازفسادهای دیگر خون می‌مکد و به حیات خود ادامه می‌دهد دردی بزرگ و بنیان برانداز و سرطان‌آساست. شوربختانه مبارزه با آن از اصعب مشکلات است و گاهی این تصور را ایجاد می‌کند که غیر قابل درمان است و باید رنج وظلم و ذلت حاصل از آن را پذیرفت! متاسفانه به‌واسطه شدت مشاغل سیاسی وطوفان حوادث گوناگون از ابتدا هم قدرت ویرانگری‌اش تشخیص داده نشد و حالا که شمشیرش آخته شده و جولان می‌دهد و مبارز می‌طلبد، وقت و هزینه و تلفات و قربانی زیاد می‌گیرد و معلوم نیست که تا چه حد وکی شکست بخورد و آرام بگیرد؟ متاسفانه درست در زمانی که کرکس شوم فساد اقتصادی خیز برداشته بود تا به پرواز در آید و به همه جا سیر وسفر کند لجام‌های حداقلی از گردنش بر داشته شد و مجال پیدا کرد که ترک تازی کند و فربه شود! سازمان برنامه و بودجه که برای سامان دخل وخرج کشور ابزاری کارآمد است منحل شد، دولت وقت که برنامه کارشناسی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی نداشت از بعد سیاسی به‌شدت مورد حمایت قرار گرفت و مجلس هم توان لازم برای اعمال وظایف قانونی خود را پیدا نکرد و در مجموع نهادهای نظارتی نتوانستند از بیدار شدن غول خفته فساد جلوگیری کنند. حالا در اوج تحریم‌های آمریکا و هویدا شدن برخی از ابعاد و گستره فسادها، قوه قضائیه با شدت و وسعت بیشتری به میدان آمده است تا با این بلای خانمانسوز مبارزه کند اما این مبارزه که در اصل برای مردم امید آفرین است از دو سو به تنگنا دچار است. مشکل اول اینکه هنگام پیگیری‌ها وبرخوردها، مدیریت‌های اجرایی سالم که در بسیاری از مواقع نیازمند شهامت و جسارتند تا با سرعت تصمیم‌های مهم و بعضا هزینه ساز بگیرند دچارانواع احتیاط‌ها و ملاحظه‌ها می‌شوند وگاهی تاثیر و قدرت مانور خود را به‌کلی از دست می‌دهند و روزمرگی را به تحصیل خطر و دردسر ترجیح می‌دهند. مشکل دوم قدرت مانور فساد و مفسدان است که به سرعت با روش‌های گوناگون و عجیب و غیر قابل باور و بعضا بیرحمانه راه‌های جدید را پیدا می‌کنند، هم به فساد دامن می‌زنند هم خود از دام قانون می‌گریزند! گویا برخی از ما ایرانیان خبره کشف راه‌های دور زدن قانون‌ها و مختل کردن روند‌های طبیعی هستیم و در این زمینه گاهی نبوغ به‌خرج می‌دهیم! شاید تا حالا کمتر کسی می‌دانست که برخی از پولداران و معلمان خصوصی و هنرپیشه‌ها در اوج ترافیک، آمبولانس‌ها را به خدمت می‌گیرند و برای عبور سریع از میان انبوه خودروها عرصه را بر بیماران اورژانسی تنگ می‌کنند! اگر همه آمبولانس‌ها را میان راه متوقف کنند تا راست آزمایی شوند قطعا جان بسیاری از بیماران به خطر می‌افتد و اگرجلوی آن نایستند فردایی نه چندان دور آمبولانس‌ها به تاکسی‌های رسمی از ما بهتران تبدیل می‌شوند که ایشان در سفرهای شهری دراز بکشند و استراحت هم بکنند! می‌بینیم که مبارزه با فساد و رانت‌جویی و کلاهبرداری تا چه حد گسترده، پیچیده و سخت و حساس و حتی خطرآفرین است. هنوز کمتر دیده شده است که مفسدان و مافیا‌ها جسارت ورود به کانل‌های خشونت‌آسا علیه رقیبان و افشاکنندگان خود را پیدا کنند ولی باید به هوش باشیم که پول معجزه می‌کند و دارندگانش برای استمرار تنعم‌های افسانه‌ای خود هر کاری می‌کنند. کسی که در باستی‌هیلز یک ویلای 250 میلیارد تومانی دارد، برای حفظش به راحتی صد میلیون و500 میلیون و یک میلیارد خرج می‌کند و کسی که با خانواده خود برج هزاران میلیاردی ساخته است، چرا همه ابزارهای قانونی و غیر قانونی و روابط خود را به‌کار نگیرد که گردی بر دامن امپراتوری اموالش ننشیند؟ شاید ما هم روزی به فاصله‌های وحشتناک طبقاتی رضایت دهیم و حتی برایش فلسفه درست کنیم ولی همین معادله ستم‌آسا هم باید به خود قاعده‌ای بگیرد و هرکس در هر مقامی هزینه ملک و مکنت خود را پرداخت کند. به هرحال هرچند برخوردهای قضایی آخرین حلقه مبارزه با مفاسد است و بسترهای بسیار می‌خواهد و نظارت‌های مدنی و مردمی مستحکم نیاز دارد ولی در همین مرحله هم شرط مبارزه با مفاسد اقتصادی دقت، عدالت، قاطعیت، جلوگیری شدید از دخالت سلایق سیاسی در آن و عدم تبعیض در رسیدگی‌هاست. باید در نظر داشته باشیم که اگر این مبارزه حساس به هردلیل حداقل موفقیت نسبی به‌دست نیاورد و استمرار پیدا نکند و لوازمش جمع نشوند خدای ناکرده میکروب‌های فساد در برابر پادزهر‌ها مقاوم خواهند شد و زلزله مفاسد را به سونامی تبدیل خواهند کرد.



 
اخبار مرتبط
نظرات شما