جعفر گلابی، روزنامه‌نگار

سرنوشت منتقدان اصلاحات چه می‌شود

یک روزنامه «گار معتقد است آنچه که در انتخابات مهم خواهد بود آگاهی و امید مردم است که به یاری خداوند و صداقت و تلاش دلسوزان کشور باز هم سر بزنگاه بروز خواهد کرد و کیان کشور با درایت و احساس مسئولیتشان حفظ خواهد شد.

جعفر گلابی، روزنامه‌نگار در یادداشتی برای پرسشگری نوشت: شاید از تنگناهای فضای سیاسی شرایط موجود است که بعضا با عجایب اظهار نظرها روبه‌رو می‌شویم و گاهی واقعیت‌ها نادیده گرفته می‌شوند‌. اگر مسلم فرض شده است که خلایق به‌ واسطه عصبانیت از وضع موجود علاوه بر اصولگرایان از اصلاح‌طلبان هم عبور کرده‌اند آیا می‌شود با انکار حقایق واستقبال از آن شعار دست‌ساز براندازان این رویگردانی را برطرف ساخت و آرای مردمان را جذب کرد؟ معلوم نیست با کدام عقل سیاسی و براهین اجتماعی برخی از تمام شدن ماجرای جناح‌های درون نظام استقبال می‌کنند و لوازم خطرناک بازی در زمین خارج نشینان را از نظر نمی‌گذرانند؟ آیا واقعا شعار عده‌ای در ناآرامی‌های سال 96 باور و قضاوت کل ملت ایران است؟ چه کسی با کدام روش علمی این نتیجه را به‌دست آورده است که بر اساس آن تحلیل می‌شود و به سازندگان چنین شعاری روحیه داده می‌شود که مترصد بلوای دیگری باشند و همه چیز را از اساس زیر سوال برند‌؟ اگر مردم از جناح‌های موجود در نظام ناامید شده باشند آیا معنایش این نیست که نظر به بیرون از مرزها پیدا کرده‌اند؟ این معنا نمونه‌ای از تنگناهای سیاسی است که متاسفانه هر آن به‌وسیله افراد موجه تعمیم داده می‌شود و واقعا به امید مردم لطمه می‌زند. علاوه برعوام‌گرایان که نا‌امیدی مردم از جناح‌های سیاسی را پیروزی خود تلقی می‌کنند، برخی تصور می‌کنند اگر در نفی اضلاع موجود پیشرو باشند وحتی در انتقاد از سرمایه‌های اجتماعی و سیاسی کشور راه نفی و انکار را بپیمایند واقع‌گرایی کرده‌اند و می‌توانند نماینده مطالبات مردم باشند! آنها احتمالا متوجه نیستند که با این روش به نفی خویشتن هم پرداخته‌اند و زمانی که شعارشان موثر افتد کسانی که حتی به تمامیت ارضی کشور اعتقادی ندارند میوه‌چین غفلت تاریخی آنها خواهند بود. قطعا انتقادهای مهمی متوجه اصلاح‌طلبان است، مسلما می‌شد مدیریت بهتری در جناح اصلاحات اعمال کرد ولی میان صداقت در پذیرفتن انتقاد‌ها و تلاش برای رفع معایب با نفی محورهای اصلاح‌طلبی تفاوت بسیاری وجود دارد. مشکل عدم انسجام درجناح اصلاح‌طلبی همواره وجود داشته است و فارغ از علل پیرامونی و انواع محدودیت‌ها، ناشی از نهادینه نشدن فرهنگ تحزب حتی در میان نخبگان سیاسی است. کسانی که این روزها ناگهان فقدان رهبری در میان اصلاح‌طلبان را پیش کشیده‌اند باید بهتر بدانند که یکی از دلایل هموار نشدن راه تحزب و انسجام سیاسی همین مواضع تک روانه است. چرا کسانی که امکان طرح نظرات خود با دیگر اصلاح‌طلبان را دارند مایلند اختلاف‌ها و نقص‌های احتمالی به عرصه عمومی کشیده شود و در میان مردمان اینگونه رواج یابد که اینها خودشان هم خودشان را قبول ندارند! ماجرای آقای نجفی که یک حادثه شخصی بود، نمونه دیگری از رویکردهای عجیب برخی از سیاسیون است و دیدیم که برخی در همان روزهای اولیه تلاش کردند که یک بعد سیاسی برای آن بیافرینند و پیکان ابهام و تحیر و تاسف مردم را متوجه اصلاح‌طلبان کنند! اینگونه رویکردها واقعا جز تشتت و ابهام ایجاد نمی‌کند و امید مردم به روش‌های اصلاح‌طلبی را با سوال‌های متعدد روبه‌رو می‌سازد. آری هرگونه انتقاد از جبهه اصلاحات و خصوصا چهره محوری آن و نوشتن محافظه‌کاری و بی‌عملی دیگران به پای او کاملا آزاد است و هیچ هزینه‌ای برای کسی ندارد و شاید برای همین هم برخی مایلند خلأ انتقادهای هزینه‌ساز را از این طریق پرکنند و کسانی هم پیدا شده‌اند که ظاهرا وظیفه‌ای برای خود تعریف نکرده‌اند مگر اینکه همه گذشته‌ها را زیر سوال ببرند! ولی آنچه که مهم است آگاهی و امید مردم است که به یاری خداوند و صداقت و تلاش دلسوزان کشور باز هم سر بزنگاه بروز خواهد کرد و کیان کشور با درایت و احساس مسئولیتشان حفظ خواهد شد.
 
اخبار مرتبط
نظرات شما