مهدی ذاکریان، استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بین الملل

برجام از نگاه ایران و اروپا

از همان ابتدای انقلاب، موضوعاتی مانند جنگ تحمیلی، موضوع‌های حقوق بشری، پناهندگان، کتاب آیات شیطانی، مسائل منطقه‌ای، مسائل هسته‌ای و مساله تروریسم، اروپایی‌ها با ایران تعامل، همکاری و گفت‌وگو داشتند.

 به گزارش پرسشگری، مهدی ذاکریان، استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بین الملل در یاداشتی برای روزنامه اعتماد نوشت:  برداشتی در ایران وجود دارد که اروپایی‌ها تمایل دارند ایران به صورت یکجانبه به اجرای برجام ادامه دهد، بدون اینکه طرف‌های باقی مانده در این توافق به هیچ یک از تعهدات خود پایبند باشند. به نظر من چنین برداشتی، بر مبنای یک تحلیل اشتباه است. دولت‌های اروپایی از این اندازه بهره هوشی و زکاوت برخوردارند که بدانند هیچ دولت مستقلی در دنیا حاضر نیست به صورت یکجانبه به یک توافق چندجانبه در حالی که هیچ یک از منافع آن را دریافت نمی‌کند، پایبند بماند. به ویژه آنها در مورد جمهوری اسلامی ایران، کاملا از این موضوع آگاه هستند. برجام نخستین و تنها مساله میان اروپا با جمهوری اسلامی ایران نبود، آنها چهل سال است که با جمهوری اسلامی ایران در موضوع‌های گوناگون همکاری کرده‌اند.
از همان ابتدای انقلاب، موضوعاتی مانند جنگ تحمیلی، موضوع‌های حقوق بشری، پناهندگان، کتاب آیات شیطانی، مسائل منطقه‌ای، مسائل هسته‌ای و مساله تروریسم، اروپایی‌ها با ایران تعامل، همکاری و گفت‌وگو داشتند. می‌توان گفت اروپایی‌ها به خوبی ایران را می‌شناسند، از پیچیدگی‌های سیاست خارجی و داخلی، از رویه‌های سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی در ایران باخبر هستند، می‌دانند که ایران چگونه کشوری است.
زاویه دید اروپایی
اروپایی‌ها به کفایت از فضای سیاسی ایران آگاهی دارند و می‌دانند جمهوری اسلامی ایران هرگز حاضر نمی‌شود تحت‌فشار، به اجبار و بدون تعامل، به اقدامی تن دهد. در نتیجه همین دانش و آگاهی است که اروپایی‌ها تلاش می‌کنند از دریچه گفت‌وگو و تعامل با ایران در موضوع برجام، بعد از خروج امریکا از این توافق وارد شوند. نکته‌ای که دیپلمات‌های ارشد اروپایی در طول ماه‌های گذشته بر آن تاکید کرده‌اند این است که «ایران اگر در توافق بماند، منافع بیشتری خواهد داشت.» آنها معتقدند با توجه به اینکه شروع‌کننده نقض توافق هسته‌ای امریکا بود، اگر ایران به اجرای تعهداتش در برجام ادامه دهد، ابزارها و اهرم‌های بیشتری برای فشار به امریکا در دستان‌شان خواهد بود و می‌گویند که ایران هم نباید این اهرم‌ها را از دست بدهد. برای مثال زمانی که وزیر خارجه آلمان گفته ‌بود که ایران باید در برجام باقی بماند تا از منافع آن بهره‌مند شود، برخی در ایران این اظهارات را تحقیر و توهین ارزیابی کردند. در حالی که به نظر می‌رسد منظور دیپلمات‌های اروپایی از چنین اظهارنظرهایی این باشد که ایران با ماندن در برجام از حداقل منافع کنونی بهره‌مند شود و در نهایت با تلاش مشترک، حداکثرها و سقف مطالبات ایران در چارچوب برجام هم در طول زمان تامین شود. آنها ادعا می‌کنند که ما در حد توان خود برای تامین مطالبات ایران تلاش می‌کنیم.
زاویه دید ایرانی
در سوی مقابل این گفت‌وگو ایران قرار دارد. سوال ایران از اروپا این است که اگر یک کشور اروپایی جای ایران بود چه واکنشی نشان می‌داد؟ طبیعی است که هر کشوری در برابر نقض تعهد و فشار، واکنش نشان بدهد. کاهش تعهدات گام به گام توسط ایران، واکنشی به فشارهایی است که از سوی امریکا به ایران وارد می‌شود و اجرای برجام را سخت‌تر و سخت‌تر و منافع ایران از توافق را کمتر و کمتر می‌کند. ایران اگر اراده‌ای برای نقض برجام داشت، از همان ابتدا به این توافق تن نمی‌داد، یا همزمان با امریکا یا بعد از آن از این توافق خارج می‌شد. اگر ایران انگیزه‌های دیگری داشت، اگر ایران قصد تولید سلاح هسته‌ای یا اقدامی فراتر از تعهدات بین‌المللی‌اش داشت، از همان ابتدا توافق را رها می‌کرد. اما ایران حتی بعد از خروج امریکا از برجام هم اعلام کرد که من پایمردی می‌کنم و پای این توافق می‌مانم، اما بعد از یک سال شکیبایی و پایمردی ایران، تلاش‌های طرف‌های باقی مانده در برجام برای ایران کافی و راضی‌کننده نبود. اکنون فرصت برای اروپایی‌ها مهیاست. می‌توانند یا آسیب‌های وارده از سوی امریکا را راسا جبران کنند یا رژیم ترامپ را وادار کنند به توافق بازگردد. می‌دانیم که اگر امریکا همین امروز تحریم‌های هسته‌ای را تعلیق کند، حتی نمی‌گوییم لغو، اگر تعلیق بکند ایران گام‌های کاهش تعهد خود را به عقب بازمی‌گرداند.
عرصه ممکنات
دنیای روابط بین‌المللی و نظام بین‌الملل به معنای دنیای امکان، توانمندی و فرصت است. انبوهی از فرصت‌ها و امکانات و اختیارات وجود دارد. کافی است که دولت‌ها عزم و اراده کافی برای استفاده از آنها داشته‌باشند. امریکا یکسری تحریم‌ها و مجموعه‌ای از فشارها علیه ایران آغاز کرده است، اما در برابر آن هزاران هزار راه برای حمایت از ایران برای دولت‌های دیگر جهان وجود دارد. از راه‌های نمادین گرفته تا راهکارهای موثر عملی، گزینه‌های متعددی برای اروپایی‌ها وجود دارد تا اگر عزم و اراده‌ای برای اجرای تعهدات‌شان دارند، استفاده کنند. اروپایی‌ها باید از امکانات استفاده کنند. برای مثال رای موقت دیوان بین‌المللی داوری (ICJ) در مورد توقف اجرای تحریم‌های امریکا در زمینه‌های بشردوستانه و قطعات هواپیماهای مسافربری صادر شده است. این رای نه‌تنها راه را برای همکاری و تجارت علنی و رسمی با ایران باز می‌کند، بلکه نه تنها اروپا، بلکه امریکا را هم موظف می‌کند که تمامی مسیرهای تبادل مالی برای تجارت کالاهایی مانند غذا، دارو و قطعات هواپیما را بدون محدودیتی باز بگذارند. این برای اروپا یک فرصت است، دولت‌های اروپایی می‌توانند کمپانی‌ها و بانک‌های خود را به بازگذاشتن مسیر معاملات ایران در این زمینه‌ها تشویق و حتی مجبور کنند. چنین اقدامی نه تنها از سوی امریکا تحریم‌پذیر نیست، از لحاظ حقوق بین‌الملل تخلف محسوب نمی‌شود، بلکه اجبار و الزام حقوقی دیوان برای امریکاست، چه برسد به اروپا. سوخت‌رسانی به خطوط هوایی ایران، یک اقدام ساده است که اروپایی‌ها می‌توانند آن را تسهیل بکنند تا نشان بدهند آماده به اجرای تعهدات‌شان هستند. دولت‌هایی مانند آلمان می‌توانند خطوط اعتباری و وام‌هایی را به ایران اختصاص بدهند، ابتدای امسال و همزمان با سیلاب‌ها در ایران، دولت‌های اروپایی می‌توانستند برای نشان دادن نمادین همراهی‌شان با ایران، سیلی از کمک‌های بشردوستانه به ایران ارسال کنند. این اقدام می‌توانست یک اقدام نمادین باشد که ایستادگی اروپا را برای اجرای تعهداتش در برجام نشان دهد. اروپایی‌ها متاسفانه در استفاده از فرصت‌ها تعلل کرده‌اند و همچنان به تعلل‌شان ادامه می‌دهند. در برابر شاهد هستیم که گروهی از کشورهای اروپایی اقداماتی تحریک‌آمیز و خصمانه علیه ایران انجام می‌دهند که به هیچ‌وجه سازنده نیست. توقیف کشتی نفتکش ایرانی توسط یک کشور اروپایی، نقض صریح کنوانسیون حقوق دریاها مصوب 1982 است که در حد راهزنی دریایی قلمداد می‌شود. کشورهای اروپایی باید اقدامات غیرسازنده و مخرب را کنار بگذارند و به سمت اقدامات موثر و گام‌های عملی برای حمایت از برجام حرکت کنند.  

 
اخبار مرتبط
نظرات شما